† (¯`•___ گل گندم ___•´¯) †
گاهی آنقدر غرق در آرزوهایت هستی که فراموش می کنی خودت آرزوی کسی هستی !!
سفره ی دلم دوباره باز شد ، سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده و صمیمی است ، بوی شعر و داستان نمی دهد : .... با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه آسمان نمی دهد وسعتی به قدر جای ما دو تن گر زمین دهد ، زمان نمی دهد فرصتی برای دوست داشتن ، نوبتی به عاشقان نمی دهد هیچ کس برایت از صمیم دل دست دوستی تکان نمی دهد هیچ کس به غیر ناسزا تو را هدیه ای به رایگان نمی دهد کس ز فرط های و هوی گرگ و میش ، دل به هی هی شبان نمی دهد جز دلت که قطره ای ست بیکران ، کس نشان ز بیکران نمی دهد عشق نام بی نشانه است و کس نام دیگری بدان نمی دهد جز تو هیچ میزبان مهربان ، نان و گل به میهمان نمی دهد نا امیدم از زمین و از زمان ، پاسخم نه این ، نه آن نمی دهد پاره های این دل شکسته را گریه هم دوباره جان نمی دهد خواستم که با تو درد دل کنم گریه ام ولی امان نمی دهد ...

